پس قبل از ترک برای کار به انجام کارهای روزمره عادی در خانه است (و برخی از آنها در واقع بسیاری از آنها نیست) من راه من به کار ساخته شده است.
در یک اجرای خوب من می توانم درب به درب در 12 دقیقه انجام دهید.
چه نتیجه - را فراموش کرده مدارس در تعطیلات بودند تا سفر از طریق Chobham من نسیم بود.
وارد در محل کار در حالی که 12 دقیقه از بازی گذشته و چه نتیجه ای پیدا نشد یک فضای پارکینگ مستقیم دور. بدون پارکینگ دو برابر. سپس به یاد چگونه تعداد کمی از ما که امروز در محل کار باشد. نه، زیرا تنها صبح روز دوشنبه بود - این کار غیر منتظره ای آرام بود ... فقط مت، استن، گری و خودم.
مت در حال حاضر در اینجا "مت صبح"، استن زیر به زودی و پس از آن گری سرگردان گذشته میز من به خوردن کاسه واجب خود را از غلات. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ) من در این امید آنها را به من احساس سالم به پایان برسد!
در حال حاضر برای چای. من را به آن را به چه نتیجه. گری چای نمی نوشیدند. استن همیشه باعث می شود قهوه خود را پس از آن تنها مات و، I. چای بدون شکر برای مت و یک لیوان بزرگ چای سبز و گزنه برای من (در امیدوار است که این خیلی به من احساس سالم)!
در حال حاضر برای بررسی بانک و ببینید که چه کسی پرداخت کرده است .................. به ادامه ...............
پرسیده شده توسط سارا اخیرا برجسته سال من در EGD بوده است گمان می کنم، به عنوان حسابدار، من واقعا باید چیزهایی مانند یک ممیزی موفقیت آمیز غیره می گویند ... و غیره
2009 هنوز تمام نشده است و من پر از بیم و هراس برای آینده ما تفرج کریسمس در چهارشنبه هستم. اگر من با مجموعه ماموریت موفق ................ که خواهد بود برجسته شخصی من از سال. من امیدوار هستم تیم EGD من را از طریق آن کمک خواهد کرد!
من با تجربه من سال گذشته شروع می شود. ما به عنوان بخشی از تفرج کریسمس ما به Kew باغ رفت و به عنوان بخشی از آن، چند تیم در پیاده روی درخت بالا رفت. من نه! در گذشته من خوب با ارتفاع و غیره بوده است اما به تازگی کل ایده بسیار ترسناک تبدیل شده است. خوب من فکر کردم صادقانه بگویم، "من ارتفاع دوست ندارم - من سعی". من به مرحله اول از درخت بالا پیاده روی کردم و پس از آن عقب نشینی، با عجله.
این سال ما باید یکی دیگر از تفرج خوب کریسمس برنامه ریزی شده به جز من واقعا مورد آزمایش قرار. به عنوان بخشی از تفرج جرمی تا به یک سفر در چشم لندن رزرو است.
اولا من باید قدم به غلاف که من به طور کامل درک شفاف من می دانم که سفر بسیار بسیار به آرامی، بسیار بالا، در یک فضای بسیار بسیار محصور در خشکی با مطلقا هیچ راهی برای خروج است! (لطفا یک صدای جیر جیر از من در این مرحله انتظار می رود)
برجسته شخصی من خواهد بود برای زنده ماندن این تجربه با کمک از تیم (و یک لیوان بزرگ از دو شراب سفید و یا یک بار از غلاف منتشر شد).